عبد الحي حبيبى

808

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

جاهلى را امثال خلف و حماد وضع ميكردند آن را هم مورد ثقت و اخذ قرار ندادند . پس بقول ابن الانبارى كلمات عربى بر دو قسم بود : يكى متواتر ( لغت قرآن و متواتر سنت و كلام عرب ) كه مفيد علم شده ميتوانست . دديگر آحاد كه برخى از لغويان آن را نقل ميكردند و در ان شروط تواتر نبود ، و به اين صورت لغت عرب فراهم آمد و مراتب ذيل را پيمود : اول : فراهم آمدن لغات برحسب اتفاق ، كه عالمى در باديه لغتى را ميشنيد و ضبط و روايت ميكرد . دوم : فراهم آوردن كلمات دربارهء موضوعهاى معين و واحد . مانند كسى كه احاديث مربوط به نماز را جمع ميكرد ، و نام آن را كتاب الصلاة ميگذاشت . لغويان عرب نيز كتابهاى متعدد را دربارهء موضوعهاى معين نوشتند ، مانند كتاب المطر و كتاب اللبن ابو زيد ( متوفى 214 ه 829 م ) و كتاب النخل و كتاب الابل اصمعى ( متوفى 213 ه 828 م ) و غيره سوم : مرحلهء نهائى آن وضع معاجم لغوى بود كه نخستين بار خليل بن احمد ( 100 / 175 ه ) كتاب العين را نوشت ، كه حرف اول آن عين بود ، و باعتبار مخارج حروف ( حلقى - كامى - دندانى - شفوى - علتى ) آن را ترتيب داد و بقول نويسندهء دائرة المعارف اسلامى ، خليل درين ترتيب ، اقتفاى علماى سنسكريت را نموده بود ، كه ايشان نيز از حروف حلقى آغاز ، و به حروف شفوى ختم كنند . « 1 » در ترتيب لغت عربى و كتاب العين منسوب به خليل بن احمد دست خراسانيان دخيل بود ، به اين معنى كه خليل بن احمد يكنفر دوست و رفيقى داشت كه نام او ليث بن مظفر بن نصر بن سيار خراسانى بود ، و نصر بن سيار ( 46 / 131 ) از سرداران قبائل مضر ساكن خراسان و والى بلخ و تمام خراسان در حدود 120 ه 737 م بود ، « 2 » اين ليث خراسانى و مصاحب خليل ازو علم نحو و لغت فرا گرفت ، و در كتاب العين بسا مواد نوى

--> ( 1 ) - ضحى الاسلام 2 / 58 ببعد و جرجى زيدان 3 / 78 بحوالت گرامر سنسكريت ازوليم 15 ( 2 ) - رجوع كنيد به فصل دوم اين كتاب و شرح احوال ابو مسلم .